درين مدت خيلي وقت ها خودم رو ملامت كردم، براي غفلتهام ،براي ندونستن هام ،براي كم كاري هام ،براي نفهميدن هام ،براي ظلم هايي كه نادانسته مرتكب شدم، مرتكب شديم، مرتكب شدند و ...

درين مدت دائم خودم رو با او مقايسه كردم، اگه من بودم ، اگه من جاي او بودم ،آيا اين همه قهرمان مي بودم؟

اما شرح كتاب:

اين كتاب خاطرات سيده زهرا حسيني از روز هاي شروع جنگ در خرمشهر است. كه در آن زمان تنها 17 سال داشت و خاطرات او به گفته بسياري از آن‌هايي كه كتاب را خوانده‌اند گوشه‌اي از تاريخ تلخ جنگ را بازگويي مي‌كند كه تا كنون به اين شكل بيان نشده بود.

مي تونم به جرات بگم « دا » يكي از بهترين كتاب هايي هست كه تا به حال خوندم واقعا معركه بود .

البته اين فقط نظر من نيست شايد براتون جالب باشه بدونيد: اين كتاب اواخر شهريور 1387 براي نخستين بار از سوي انتشارات سوره مهر منتشر شد و در مدت زمان حدود 6 ماه براي بيست و يكمين بار منتشر مي‌شود.

در طول شش ماه به چاپ بيست و يكم رسيد

چاپ‌هاي قبلي كتاب «دا» در تيراژ 2 هزار و 200 نسخه، با قيمت 11 هزار تومان و در 831 صفحه منتشر شده بود كه با احتساب چاپ بيست و يكم اثر، 46 هزار و 200 نسخه از اين اثر فروش رفته است.

اين نخستين بار است كه كتابي در انتشارات سوره مهر در مدت زمان 6 ماه به چنين فروشي دست مي‌يابد.

كتاب «فرمانده من» از گروه مؤلفان نيز از ديگر پرفروش‌هاي سوره مهر است كه به چاپ چهلم رسيده است؛ ولي اين فروش را در مدت دو سه سال كسب كرده است و اين در حالي است كه كتاب «دا» در مدت 6 ماه به چاپ بيست و يكم مي‌رسد.

انتشار كتاب «دا» بازتاب‌هاي زيادي را همراه داشت و علاوه بر تأييد اين كتاب توسط بسياري از بزرگان نظام، عده‌اي از فيلم‌سازان نيز در تلاشند اين كتاب خاطره را به تصوير بكشند.

پيشنهاد مي كنم اين كتاب رو از دست نديد . تصورات من رو خيلي در مورد خرمشهر عوض و تصحيح كرد . « دا » رو بخونيد و با قهرمانان خرمشهري گمنام ايران و مقاومت عجيب خرمشهر آشنا بشيد و به مقدس بودن خونين شهر ايمان بياريد.

« دا » چه کار کرد؟

« دا » بسياري از توهمات غلطي كه حتي خودمان هم باورش كرده بوديم را بر هم زد:

فكر مي كرديم مردم حوصله خواندن كتاب هاي 100 صفحه اي هم ندارند، آن هم از نوع دفاع مقدسي اش را. اما « دا » ثابت كرد مردم كتاب 800 صفحه اي از نوع دفاع مقدسي را هم مي خوانند آن هم با شوق

فكر مي كرديم مردم دلشان نمي آيد براي كتاب پول بدهند، غصه مي خورديم براي عوام بودن ملت كه داشان نمي آيد پول ده روز چيپس و پفت سرطانزاي بچه شان را بدهند برايش «تغذيه ي روح » بگيرند « دا » ثابت كرد، خيلي از مردم خيلي هم برايشان كتاب مهم است و حاضرند 11000 تومان هم براي يك كتاب خوب بدهند حتي بي پولهايشان.

فكر مي كرديم ذائقه مردم خراب شده سطح توقعشان پايين است، همان آماري را هم كه ارائه مي دهند مربوط به رمان مثلا عاشقانه از نوع بازاري خوانان است ، براي همين سرمايه ها سرازير مي شد آن وري . « دا » ثابت كرد اصلا هم اين طور نيست.

فكر مي كرديم دستهايي در كار است و نمي شود. ديديم زور يك كتاب خوب سالم از همه ي دستها بيشتر است.

و ...

« دا » ثابت كرد اگر كتاب خوب باشد و خوب اطلاع رساني شود ، از همه نوع ديگر كتاب مشتري اش بيشتر است.

راستش براي من « دا » چيزي بيشتر از يك كتاب دفاع مقدسي خوب است. « دا » كتاب دوستي و سالم بودن ذائقه ي روحي و خواص بودن هم وطنان عوام مرا ثابت كرد.

اندر وظايف ما

خب حالا « دا » هست. خيلي ها از وجودش مطلعند، خيلي ها هم نه! مي ماند بعضي مدعيان دوستي فرهنگ و هنر و ارزش

كجايند مسئولين فرهنگي پايگاه هاي بسيج دانش آموزي، دانشجويي، اداري، كارگري، مساجد؟ كجايند وبلاگ نويس ها و وب سايت نويسان اين مدلي؟ كجا هستند مسئولين كانون هاي فرهنگي؟ كجاييم من و شما وقتي در محافل دوستانه و فاميلي مي توانيم كمي سطح صحبتهايمان را با اطلاع رساني در مورد يك كتاب خوب ارتقا بدهيم؟


پ.ن. دلم مي خواست ده دقيقه آقاي ضرغامي اختيارات خودش رو به من مي داد! فقط ده دقيقه به اندازه معرفي كردن يك كتاب خوب( البته تبليغ نه از نوع ضد تبليغ)

فعلا كه من و شما به اندازه ي خودمون توانايي داريم خب همين قدر هم كه شده از اطلاع رساني به ديگران كوتاهي نكنيم.